تقديم به پدرم

ما بسان کودکی هستیم که برای آموختن راه رفتن نیازمند تکیه گاههای محکمی چون شما هستیم. قدمهای کوچکمان را روی زمین زندگی که به نظر ساده می آید می گذاریم و ناگاه در این مسیر کوتاه اما طولانی بر زمین می افتیم و اگر دستان پرمهر شما تکیه گاهی برای برخاستنمان نباشد همان جا می مانیم و شاید زیر پاهای زمانه لگد شویم....

در ۴۸ امین اسفند

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرشته

ها؟! يعني مي گي كسايي كه مي خوان پردازش صدا كنن اول بايد درس لهجه ي شيرييين نجف آباد رو پاس كنن؟؟ براچي من بايد لهجه ي نجف آبادي رو ياد بگيرم؟؟ اوففف ايششش شما نمي خواين دست از سر كچل اين نوشين بدبخت بردارين؟؟راستي ماست چه طوره؟

فرشته

ببخشيد ... هول شدم اشتباهي اينجا نوشتم اين جواب نظر سارا بود تو پست قبلي تقصير اين هععع سارا است اينقدر دير به دير مي ياد اينجا ادم هول مي شه

فرشته

در پاسخ به الهه خانم هم بگم كه من متاسفانه در مورد qos اطلاعي ندارم.

پريسا

يه سوال؟ می خواستم ببينم اين نظرات شما چه ربطی به متن داره؟

انوش

سلام عيدتون مبارک چرا بروز نميکنيد ما خيلی دلمون ميخوا بيايم اينجا نظر بديم

فرشته

ممنون جناب انوش.لطف داريد. پريساجون ربطشو اونايی می فهمن که زياد می يان اينجا نه بعضيا که بعد از يک سال زنگ می زنن آدرس می گيرن...نذااار بگم همش تقصيره توه که من بروز نمی کنمااااا

پريسا

بازم اين جوابتون هم اصلا ربطی به متن نداشت.

سارا

اون پايينی رو من نوشتم يادم رفت اسممو بزنم

سلام باشه فرشته حالا ديگه لهجه ی ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا قهر قهر اصلا لهجه ی خودتون چی ششششششششششششششش اوفففففففففففففف

فرشته

آخه من هنوز درس لهجه ی خيلی خيلی شيرين اصفهانی را پاس نکردم، سخته برام بخوام لهجه ي شما رو ياد بگيرم،خب مگه نمي دوني من چقده بي استعداااادم اصن من چوممممممممممم